تو!
آدم گاهی دوست دارد بنویسد؛
فقط از تو
فقط برای تو
فقط بخاطر تو
گاهی این نوشتن ها ، آنقدر فوران می کند وجودم را؛
هعی.. ؛
همه ش که باید بگذریم از کنار گفتن ها ، از کنار واژه های قشنگ
همه ش باید بگذریم از هیاهوی سکوت، از ازدحام حروف؛ از حرفهای زیاد
دلم، تو را می خواهد، و تو، از پس همه ی این نشدن ها، از دلت خبری ندارم،
دلم را که بگذاری کنار، دستانم، چشمانم، قدمهایم، همه ، ذره ذره، انتظار را قنوت بسته اند…
هعی
راستی ریرای من؛
چرا اسم تو ریرا نیست…؟
بازتاب
بازتاب URL برای این نوشته:
