ارسال های برچسب زده شده عشق

۱۳۹۱/۱۰/۰۷

روز ازل!

ع ش ق به سوم‌بارها به رسوایی خواهد کشید زردرویی و لاغراندامی و بغض‌آلودگی.. اینجا؛ آدمی نباریده و پُر، آنجا.. نمی‌دانم، و این ندانستن، یک روز خواهدم شکست.. پی نوشت: این هم خیلی‌وقت بود که در پیش‌نویس‌های گوشی خاک می‌خورد

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۹۰/۱۲/۰۶

The Love! In The War

چون دوستت دارم؛ می‌روم و می‌گذارمت!

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۸۹/۰۳/۱۶

به دنبال اویی که کو؟

یک‌دانه سیب سبز رسیده است.نه دلِ خوردنش دارم،نه اویی هست که پیش‌کش‌ش کنم؛عجب مصیبتی‌ست سیب داشتن..می فهمی؟ پا نوشت:لااقل خوب است که سرخ نیست..

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۸۸/۰۷/۱۱

عشق و دگر هیچ!

عصر به استادم پیامک فرستادم که:– روح پدرم(ش) شاد که می‌گفت به استاد، فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچشب جواب دادند که:– … و عشق آنست که هیچ شوی و دگر هیچ!جواب دادم که:– … وز طرب آکنده شدم!جواب آمد که:– گریه بدم خنده شدم!تتمه:اگر آن چیزی که منظور من بود از نوشتن این […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|