ارسال های برچسب زده شده مرگ

۱۳۹۴/۰۵/۱۹

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی! روایتی از مرگ و اندوه

چند سال پیش، یعنی وقتی که هنوز خبری از اینستاگرام و واتس اپ و اندروید نبود و حتی گوگل ریدر هم فراگیر نبود و عصر، عصر قدرت بلامنازع وبلاگها بود، من هم وبلاگی داشتم و با اینترنت دایال آپ تر تر کنان و در قامت یک بلاگخوان حرفه ای، اشتهای سیری ناپذیر وبلاگ خوانی م […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۹۱/۰۵/۱۲

باور بکن تنهایی‌م را..

یک “تنهایی” داریم یک “تنهاییِ آمیخته با حسرتِ نبودن “داریم.. به خواب می زنم خودم را حسرت؛ برای نبودنت برای نبودنم پی نوشت: النوم اخ المرگ خواب دست من ست، کاش دیگری هم در اختیارم می بود.. ش

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۹۱/۰۴/۲۷

جواب سلام واجب است!

از پدرش یادش می‌آمد که هر روز صبح، از خانه که بیرون می‌آمد رو به سمت حرم می‌کرد و دست به سینه می‌گذاشت و سلام می‌داد. می‌گفت: «پسرم صبح اولین کاری که می‌کنی بعد از گفتن بسم الله، سلام به حضرت رضا باشد؛ که حضرت خوب همسایه‌ای است، تو هم همسایه‌ای خوب باش …» حالا […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳۹۱/۰۱/۰۵

Dead!

اتفاق ساده ای ست مردن; اگر که “زنده” باشی!

» باقی این نوشته را بخوانید ...
|